روز های کاغذی

اگر یادمان بود وباران گرفت نگاهی به احساس گلها کنیم.

روز های کاغذی

اگر یادمان بود وباران گرفت نگاهی به احساس گلها کنیم.

روز های  کاغذی

مهربانی شما چه رنگیست.....

پیوندها

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد.

پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۸، ۰۳:۳۶ ب.ظ

سکانس اول چهارشنبه شب ساعت یک بامداد.


خوابم نمیومد و مشغول اینترنت گردی بودم.


داشتم وبلاگ فرشته رو میخوندم یه جاش نوشته بود حالش بد بوده و میترسیده غش کنه .


( امیدوارم حالش بهتر شده باشه) 


و گفته بود که تجربه غش کردنو تاحالا نداشته .


باخودم گفتم تا حالا دوبار بیهوش شدم ( یکیش اول دبیرستان و یکی دیگشو نمیگم)


و با اطمینانی به شدت کذایی باخودم گفتم فکرنکنم هیچ وقت دوباره بیهوش شدنو تجربه کنم.

  • مریم بانو

جاده هرازه توی موهات.

دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۱۴ ب.ظ

ابان شده یه ماه سخت وپرمشغله ای که خیلی سریع داره تموم میشه.

 

اوایل این ماه به دستور مادرجانم شروع کردیم به خونه تکونی اونم به روشی بسی خانمان برافکن!

 

تو تموم روزای انجام کارخونه تکونی مهمون داشتیم!!

 

فکرکنید

 

یه خونه کوچیک بهم ریخته با فرشای جمع شده و ودر هم وبرهم و مهمون داری:)

 

و ایناز خانومی که اندازه ده تا مهمون بریز و بپاش داره.

 

  • مریم بانو

این روزا توی تموم دغدغه ها,مشغله ها


همه ی رفتن ها و نرسیدن ها 


تموم خسته خوابیدن ها و خسته تر بیدار شدنا 


عجیب دلم رفتن میخواد...


رهاکردن تموم فکرای کوچیکی که این روزها دارن از ذهنم تغذیه میکنند وبزرگترمیشن.


تا وقتی خودت چیزی دوست نداشته باشی نمیتونی اون حسو به یکی دیگه منتقل کنی


نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی.

  • مریم بانو

تاخیالت به سرم میزنه...

پنجشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۴۵ ب.ظ

میگن نباید به گذشته وصل باشی.


گذشته ,گذشته...


باید این اتصال قطع شه که تاثیری روی زندگی الانت نداشته باشه.


باید بگذری...


مگه میشه؟ 


این اتصال به گذشته مثل ریشه میمونه.


قطع شه همه چی خشک میشه...


یه روزی یه دوستی میگفت دلم میخواد وقتی برگردم به گذشتم وسال های زندگیمو نگاه کنم


حالم با مرورشون خوب باشه.


  • مریم بانو

لحظه ای اندکی بعد خاطره ست ....

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۸، ۰۲:۱۵ ب.ظ

اخیرا چالشی بین بلاگرا انجام شد به نام نامه ای به گذشته...


راستش منو کسی دعوت نکرد( بی معرفتا) ولی دیدم موضوع جالبیه و نوشتم.


باید بگم که نامه ام طولانیه وممکنه حوصله تون سر بره. 


  • مریم بانو

جاذبه عشق تویی ورنه سیب خودش رها میشد.

پنجشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ۰۲:۰۰ ب.ظ

 

 

مثلا با حال خوب بیدارشی وروزتو شروع کنی.

 

قطعه مورد علاقتو گوش کنی.

 

روی نیمکت دلخواهت توی پارک بشینی چشماتو ببندی وعطر پاییزو نفس بکشی .

 

ورزش کنی و مردمو دوست داشته باشی...

 

مثلا توی پیاده رو از دختربچه غریبه عکس بگیری ودلت بره برای لبخند ونگاهش ...ببوسیش.

 

و قطعه مورد علاقتو گوش کنی.

 

به هوای خرید گل نرگس بری گل فروشی ولی چشمت خیره کاکتوسا بشه...

 

مثلا آشپزی کنی و دست پختتو دوست داشته باشی  .

 

غروب پیاده روی کنی و با حوصله  از  دست فروش سبزی بخری.

 

هوای ذهنتو تازه کنی...

 

مثلا به دوست داشتنی ترین اتفاق زندگیت فکرکنی و قطعه مورد علاقتو گوش کنی.

 

مثلا.... مثلا یک روزو زندگی کنی.

  • مریم بانو

من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرق در رازم !

چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۸، ۰۲:۱۲ ب.ظ

دیشب به محض اینکه چشمامو بستم خوابم برد .


حالا خوابم...


خواب دیدم تو یه عملیات جنگی بودم!!


ومنم فرمانده!!!


اقای لاریجانی بی سیم چی بود!!


مدام پشت سرم می دوید ومنم دستور میدادم ! ( این قسمتش راضی ام :)) )


اخه چرا باید همچین خوابی ببینم؟؟


از شهرها باتانک رد میشدم و با عینک دودی مرز هارو میدیدم!! 

  • مریم بانو

نمیدونم چرا نقاط تاریک بیشتر به چشم میان ..


برای نوشتن , گفتن و دیدن ..


تو برخورد با ادم ها هم همینیم.


نقاط تاریکشون می بینیم .اگه بخوایم دل بسوزونیم وناراحتش نکنیم تو ذهنمون تخریبش میکنیم 


" اه چه ادم مزخرفیه 


اوه اوه لباساش چه ضایعه اس


اه چه لهجه ای ...

و...

  • مریم بانو

عاقل آن کسی باشد که با دیوانه ها سازد.

دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۸، ۰۳:۰۱ ب.ظ

این مطلب صرفا جهت خالی کردن غرغرهای دخترانه است وهیچ جنبه بدرد بخور دیگری ندارد!


من تقریبا چهار یاپنج ماه یکبار ضدآفتاب و کرم مرطوب کننده  وعطر میخرم 


دوسالی هم میشه که از برند های با کیفیت خارجی انتخابشون میکنم.


اول مهر که رفتیم واسه برادر کوچیکمون خرید پیش خودم گفتم بزار منم  به همون مغازه  ای که همیشه


  ازش خرید میکنم سفارش بدم  اینارو برام  بیاره


وقتی قیمت های جدیدشون گفت منصرف شدم.


عزای عمومی اعلام کردم برای خداحافظی با ضدآفتاب خوبم ,مرطوب کننده نازم,عطر نازنینم ....


خوشا به سعادت پسرا واقعا!

  • مریم بانو

مثل قصه تو رو خوندن.

سه شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۸، ۰۵:۰۰ ب.ظ



یک صداهایی هستند که هم اصالت دارند و هم هویت...


می تونندشبیه صدای یک سه تار باشن یا ضرب های یک دف در موسیقی اصیل سنتی .


شایدهم صدای ناله ی ساز یک ویالونیست ماهر توی یک نیمه شب باشند.


میتونند گل مریم بخونند ومریم هارو عاشق کنند .


حالشون کوک باشه و حال بقیه هم کوک کنند...


  • مریم بانو